پنجاه روز است درباره این جنگ هولناک جهانی که کره زمین را به هرج و مرج کشانده

مسأله چهارم

در راهنمای جوانان توضیح داده‏ام، زمانی از سوی برادرانی که به من خدمت می‏کردند سؤال شد:

پنجاه روز است درباره این جنگ هولناک جهانی که کره زمین را به هرج و مرج کشانده و با مقدرات اسلام نیز ارتباط دارد چیزی نمی‏پرسی و کنجکاوی نشان نمی‏دهی. (امروز هفت سال از آن زمان می‏گذرد.)[1] این در حالی‏ست که عده‏‏یی از متدینان و عالمان، مسجد و جماعت را رها کرده، به شنیدن (اخبار و مطالب) رادیو می‏شتابند، مگر حادثه‏‏یی بزرگ‏تر از این متصور است؟ یا نکند پرداختن به این موضوع مناسب نیست و ضررهایی دارد؟

در پاسخ گفتم:

سرمایه عمر بسیار اندک و کارهای لازم بسیار زیاد است. مانند دایره‏های متداخل، از دایره قلب و معده انسان، دایره پیکر و خانه انسان، دایره محله و شهر، دایره وطن و زادگاه و دایره کره زمین و نوع بشر تا دایره ذی حیات و دنیا دایره‏هایی تو در تو وجود دارد. هر انسان در هر دایره نوعی وظیفه دارد، اما بزرگ‏ترین و مهم‏ترین و دائمی‏ترین وظیفه در کوچک‏ترین دایره قرار دارد، نیز ممکن است کوچک‏ترین و گذراترین وظیفه گاهی در بزرگ‏ترین دایره قرار داشته باشد، بر این قیاس وظایف ممکن است با بزرگی و کوچکی نسبت عکس داشته باشند.

اما دایره بزرگ به سبب جاذبه‏‏یی که دارد ممکن است باعث شود فرد خدمت لازم و مهمی را رها نموده، با امور آفاقی بی‏معنا مشغول گردد و سرمایه زندگانی را در جای نامناسبی هدر دهد، یعنی عمر با ارزشش را با امور بی‏اهمیت به فنا دهد. کسی که درگیری‏های این جنگ را با کنجکاوی پی می‏گیرد گاه به لحاظ قلبی به طرفداری از یک طرف می‏پردازد و به طور طبیعی ممکن است ظلم و ستم آن طرف را مثبت ببیند و به این ترتیب شریک ظلم او شود.

پاسخ نکته اول این است: برای هر کس به خصوص مسلمانان چنان مدعا و حادثه‏‏یی وجود دارد که از این جنگ جهانی بزرگ‏تر و از این دعوایی که برای حکومت بر دنیا برپا شده مهم‏تر می‏باشد؛ هر کس اگر به اندازه آلمان و انگلیس قدرت و ثروت داشته و درعین حال از بهره عقل نیز برخوردار باشد، بی‏شک آن را صرف موفقیت و پیروزی در همان راه می‏کند.

اما درباره آن مدعا باید گفت: صد هزار تن از مشاهیر انسانی و ستارگان و مرشدان بی‏شمار نوع بشر به اتفاق و مُستند به هزاران عهد و قرار صاحب و متصرف کائنات خبر داده‏اند و عده‏‏یی از آنان نیز با چشم خود دیده‏اند که:

هرکس در مقابل ایمان با ادعای به دست آوردن یا از دست دادن ملک و مزرعه‏‏یی دائمی و باقی — که دارای قصرها و باغ‏هایی به اندازه روی زمین است — مواجه می‏باشد. انسان اگر تذکره ایمان را به درستی تحصیل نکند آن را از دست خواهد داد، و در عصر کنونی بسیاری از مردم به سبب طاعون مادیت شکست می‏خورند. در جایی، یک نفر اهل کشف و شهود در حین سکراتِ (برخی از انسان­ها) مشاهده کرده بود، از چهل مورد درگذشتگان فقط چند نفر موفق بوده‏اند، بقیه بازنده بوده‏اند. آیا اگر سلطنت دنیا را هم به فرد بازنده بدهند جای خالی ایمان از دست رفته را پر خواهد کرد؟

ما شاگردان رساله نور معتقدیم صرف نظر کردن از خدماتی که موجب موفقیت در راه کسب ایمان می‏شود و رها کردن وکیل زبردستی که به احتمال 90 درصد مانع شکست در آن مسیر می‏گردد و مشغول شدن به کارهای بیهوده دنیوی با تصور ابدی بودن در دنیا، کار کاملاً نابخردانه‏‏یی است، لذا اگر عقل و خرد هر یک از ما صدبرابر هم بیش‏تر شود باز معتقدیم باید صرف انجام همین وظیفه ایمانی گردد.

ای دوستان جدید من در مصیبت زندان! شما مانند دوستان قدیمی همراه من رساله نور را ندیده اید، من آن‏ها و هزاران شاگرد دیگر رساله نور را گواه می‏گیرم و می‏گویم و ثابت می‏کنم و ثابت کرده‏ام که:

رساله نور وکیل موفق این راه است که توانسته تا 90 درصد در این مدعای بزرگ موفقیت کسب کند و تذکره و برات و گواهی آن را که عبارت است از «ایمان تحقیقی» در طول بیست سال در اختیار بیست هزار نفر بگذارد؛ رساله‏‏یی که از معجزه معنوی قرآن حکیم سرچشمه می‏گیرد و در زمانه کنونی وکیل درجه یک این راه محسوب می‏شود. هجده سال است دشمنان من، مادیون و بی‏دینان با دسیسه‏های بی‏رحمانه علیه من توانسته‏اند برخی از ارکان حکومت را اغفال کنند و برای نابودی ما این بار نیز مانند گذشته ما را محبوس و زندانی نمایند و با این حال از 130 جزء قلعه پولادین رساله نور فقط از یکی دو قسمت اشکال بگیرند. تو گویی کسی که در صدد انتخاب وکیل است کافی‏ست رساله نور را در اختیار داشته باشد.

نترسید رساله نور ممنوع نخواهد شد. رساله‏های مهم نور به استثنای دو سه مورد، آزادانه در میان نمایندگان و مسؤولان اصلی دولت جمهوری دست به دست می‏شود. ان‏شاءالله زمانی فرا می‏رسد که مدیران و مأموران سعادتمند برای این که زندان‏ها را به محلی برای اصلاح واقعی تبدیل کنند رساله‏های نور را هم‏چون غذا و علاج در بین زندانیان توزیع خواهند کرد.

[1]— مطلب داخل پرانتز مربوط به سال 1946 است.